همدلی
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٤ : توسط : پیر صدیق

گرچه ،آس و پاسیم ،خوش دلیم و ، به عشق هم  می نازیم

  به نداشته ها  بی نیاز، با داشته هامون،چه خوب می سازیم

 روی پای خودمون، دستامون ،تو دست هم،بدیها را  حریفیم

  همدل و شاد،همه  چیز خوب، به آنچه ساخته ایم   می بالیم

 


 
راه زندگی کوچه بن بست ندارد
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧ : توسط : پیر صدیق

نگو،  این کوچه بن بست است ، ندارد هیچ راهی

عمیق بنگر  دری دارد  ،به سوی شاهراهی

همه بن بست های زندگی هم،   این چنینند

دری دارند به اهدافت، گرش  بینی و بگشایی


 
فقط عرض زندگی مهمه
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٧ : توسط : پیر صدیق

 

 سر هیچ وپوچ چرا؟

زندگی  خوب و آروما  ،طوفانی کنیم.                                                              

 طول زندگی  کمه ،

 فقط میشه با عشق و شادی ،عرضشا طولانی کنیم


 
بی تو
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥ : توسط : پیر صدیق

 

گفتم بی تو عید نمیشه و شد عید،    بی تو

گفتم بی تو بهار نمیآد وآمد بهار،    بی تو

گفتم بی تو گلها نمی شکفندو شکفتند گلها،  بی تو

گفتم بی تو هوا را نمی خواهمو می کشم  دائم  نفس،  بی تو

 دوست و آشنا را نمی خواستم ببینمو دیدم آنها را، بی تو

 بین آنها غریب بودم و بی کس ، دلم شاد نمی شه ،  بی تو 

بهار و گل  قشنگنند و دل انگیزچه با تو یا که  بی تو

این منم که درآن دلگیرم و خزانست احساسم ، بی تو

 


 
حس قشنگ عاشقی
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ : توسط : پیر صدیق

 

وقتی که من عاشق شدم ، بزرگ شدم ،

دنیا برام کوچیک شد، توی مشتم جا شد،

خیلی خیلی قوی شدم ،بر همه چیز  چیره شدم 

دیگه شب را ندیدم، همه جا روشن بود.

 ابرها رفتند،  همش  آفتاب بود

همه آدما ،خوب و مهربون بودند، آدمای بد فقط تو قصه ها بودند

همه جا  شادی بود،دنیا چه تماشایی  بود!!!!!!!!

وقتی که من عاشق شدم دنیا  یه جوردیگه شد

فقط عاشقا می دونند که اون چه جوری شد.


 
مادرم می گفت
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤ : توسط : پیر صدیق

مادرم  می گفت:

سالهاست  ، بغضی درد ناک، گلویم را می فشارد ،

حتی  درشیرین ترین لحظه های زندگیم  

 نه  بخاطر تو  و نه  برای خودم ،فقط به خاطر او،

 او ،که برای ما فریاد زد وبعد از هر  فریاد ، دردی را تجربه  کرد


 
این خود خواهی نیست
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢ : توسط : پیر صدیق

         دوستی یکطرفه دوست ندارم .

    منا  اگه دوست نداری منم ، ترا دوست ندارم.

     اگه بگی، دوستم داری ،منم میگم  ،   دوستت دارم

    ترا  که ، بیشتر از خودم ، دوست ندارم......

.هرکه  غیر ازین  میگه  دروغ  میگه  یا که ذهنش آگاه  نشده

اگه  کسی را دوست دارم، چون برام  دلخوشی شده غم  نشده

بادیدنش، هر چه زشتی و غمه فراموشم  میشه،دنیا  برام قشنگ میشه

  خیلی خیلی  شاد میشم ، میدونم،اونم شاد میشه،  درست ،مثل من میشه

اگه  کسی منا نخواد، مگه دیونه باشم که من بخوام

آدمی با مغز سالم، ، با خوبی کردن به دیگران

با گفتن سلام ،به این و آن

 یا  هرکار دیگه ای که میکنه

بهر  شادی و رضایت خود میکنه

 آدمی با مغز سالم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!این فقط  نظر  منه

--------------------------------------------------------


 
درک شکوه زندگی یعنی، عشق
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ : توسط : پیر صدیق

لحظه عاشق شدن،لحظه ای زیبا،برای ما بود

تو بودی و من ،دنیا شادمان از تماشای، ما بود

من و تو معنی خوب زندگی را، آن زمان، فهمیدیم

چونکه آن لحظه ،لحظه ی با شکوه ،تولد ما بود


 
← صفحه بعد